من شهید آریام

من شهید آریام

زنی که کنار مزار نشسته، از توی کیسه‌ کنار دستش شمعی درمی‌آورد و روی سنگ مزار می‌گذارد. بعد کیسه‌ای پر از شکلات تعارفم می‌کند. ایستاده‌ام و به عکس پسربچه‌ عینکی روبه‌رویم نگاه می‌کنم.

خبرگزاری مهر – مجله مهر: سخت‌تر از چیزی‌ است که فکرش را می‌کردم؛ عبور کردن از بین مزارهایی که هم‌سن‌وسال پسر خودم هستند… نگاه کردن توی چشم‌هایشان. توی صورت همه‌شان پسر خودم را می‌بینم. تاریخ تولدها را روی سنگ مزار می‌خوانم. پای یکی‌شان می‌ایستم. دو ماه از پسرم کوچک‌تر است. کنار مزار «آریا» می‌مانم. یک کلاس‌سومی پیدا کرده‌ام، مثل پسر خودم.

زنی که کنار مزار نشسته، از توی کیسه‌ کنار دستش شمعی درمی‌آورد و روی سنگ مزار می‌گذارد. بعد کیسه‌ای پر از شکلات تعارفم می‌کند. ایستاده‌ام و به عکس پسربچه‌ عینکی روبه‌رویم نگاه می‌کنم. «جدول‌ضرب رو یاد گرفته بود؟» اوایل اسفند پسرم تازه حفظ جدول‌ضرب را تمام کرده بود. زن لبخندی به لبش می‌نشیند و می‌گوید: «آره، تازه یاد گرفته بود.» با افتخار ادامه می‌دهد: «اووو، خیلی چیزها یاد گرفته بود.» تازه یادم آمده از نسبتش با آریا بپرسم. «من خاله‌شم.»

«همون شنبه که شهید شدن، شب جمعه‌ی قبلش داشت بهم می‌گفت خاله این مدرسه خیلی خوشه، خیلی خوبه.» تازه امسال آمده بود این مدرسه. «پرسیدم چرا خاله؟» خنده‌ای محو از مرور خاطره‌ای دور، روی صورتش جاگیر شد. «گفت اینجا بهمون آیة‌الکرسی یاد دادن، دعای عهد یاد دادن. خیلی خوش‌حالم اومدم اینجا.» سر بالا می‌گیرد و تعارفم می‌زند که بنشینم. هنوز ایستاده‌ام.

«همیشه می‌گفت من شهید آریام.» تعجبم را پنهان نمی‌کنم. «یعنی چی؟ همین‌جوری می‌گفت؟» سر تکان می‌دهد. «آره، مامان‌بزرگش، یعنی مادرم، اسمش زینبه. بهش می‌گفت شما سیده زینبین، منم شهید آریا.» حالا با هیجان بیشتری تعریف می‌کند. «به بقیه می‌گفت شما چیزی نیستینا، اما من شهید آریام.» نگاه کردم به صورت معصوم عینکی‌اش روی مزار، به چهره‌ی شهید آریا. این پسر چقدر ساده رؤیا و آرزویش را در واقعیت زندگی کرد.

زنگ می‌زنم به خانه تا با پسرم صحبت کنم. می‌پرسم: «ریاضی کجا رسیدین؟» می‌گوید: «فصل آمار و احتمالیم.» نمی‌دانم چه دردی است دچارش شده‌ام. ازش می‌پرسم که دلم بیشتر بسوزد. یادم بیفتد آریا نه به آمار رسید و نه احتمال. به یقین رسید. شهید آریا کلاس سی‌ام و سی‌هزارم را هم تمام کرده است.

یادواره‌ «آریا بهادری» که در حملات تروریستی آمریکایی – اسرائیلی به مدرسه شجره طیبه در میناب به شهادت رسید.

راوی: خاله شهید آریا بهادری

کد مطلب 6858723

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • جدیدترین آمار شهدا و مجروحان ناشی از حملات رژیم صهیونیستی به غزه

  • پدرم تجسم عملی افکار شهید مطهری در عرصه سیاست و اجتماع بود

  • پایداری فناوری بانک مسکن در شرایط بحرانی، ضامن امنیت مالی مشتریان است

  • برنامه تیم ملی فوتبال در سفر به لس‌آنجلس؛ ناهار در مکزیک شام در آمریکا

  • «بچه‌شو» روی صحنه می‌رود

  • قطع گاز در شهر بوشهر به دلیل حادثه

  • ثبت ۱۹ هزار فوتی در تصادفات سال ۱۴۰۴

  • فیلم جدید فرهادی در بازار بین‌المللی خریدار پیدا کرد

  • کلنگ‌زنی نیروگاه خورشیدی در الیگودرز؛ پیش‌بینی فاز دوم ۶ مگاواتی

  • دیه شکستگی استخوان امسال به ۴۲۰ میلیون تومان رسید

  • ایران با درخشش والیبالیست فاروجی نخستین پیروزی را کسب کرد

  • روزنامه‌های صبح شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

  • افزایش نگرانی‌ها در اردوی تیم ملی ایران/ طارمی به نیوزیلند نمی‌رسد!

  • وضعیت پرداخت حقوق خردادماه بازنشستگان تامین اجتماعی+فیلم

  • پیاتزا: خوب بازی کردیم اما هنوز بی‌نقص نیستیم/ بازی با بلژیک سخت است

  • میزبان بازی نخست را برد/ از گل به خودی پاراگوئه تا گل وقت اضافه آمریکا

  • آمریکا در نیمه اول کار پاراگوئه را یکسره کرد

  • مردان بیشتر از زنان درگیر بیماری‌ می‌شوند

  • اولین لبخند شاگردان پیاتزا؛ آرژانتین مقابل ایران زانو زد

  • ادامه ابهام در سهمیه‌های آسیایی/ سازمان لیگ با فدراسیون هماهنگ نیست

  • روزنامه‌های ورزشی شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

  • بلیط هواپیما
  • پرشین هتل
  • قطعات لباسشویی
  • نمایندگی بوش در تهران
  • بهترین جراح بینی
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه