دیپلماسی در بنبستِ توهم؛ چرا میز مذاکره با واشنگتن سست و بیثبات است؟
در حالی که نگاههای به خروجی نشستهای دیپلماتیک دوخته شده، شواهد میدانی، مواضع علنی و اقدامات عملی ایالات متحده به وضوح نشان میدهد که واشنگتن همچنان در «مارپیچ انکار» عمیقاً گرفتار است.
خبرگزاری مهر-گروه سیاست: در حالی که نگاههای منطقهای و بینالمللی با نگرانی و دقت به خروجی نشستهای دیپلماتیک دوخته شده، شواهد میدانی، مواضع علنی و اقدامات عملی ایالات متحده به وضوح نشان میدهد که واشنگتن همچنان در «مارپیچ انکار» عمیقاً گرفتار است. عدم درک واقعیتهای راهبردی نوین، اصرار بر مدلهای شکستخورده فشار حداکثری و تلاش برای تبدیل مذاکره به ابزاری برای وقتکشی و بدعهدیهای نظاممند، نه تنها مسیر صلح پایدار را مسدود کرده، بلکه کل فرآیند دیپلماتیک را به صحنهای برای نمایش یکطرفه و مشروعیتبخشی به سیاستهای تهاجمی تبدیل کرده است.
۱. توهم راهبردی: وقتی شکست در واقعیت به پیروزی در ذهن تعبیر میشود
دور نخست مذاکرات اخیر، بیش از آنکه حامل کوچکترین نشانهای از حسن نیت یا واقعگرایی باشد، پرده از شکاف شناختی عمیق و ساختاری در بدنه سیاست خارجی آمریکا برداشت. تحلیلهای دقیق میدانی و گزارشهای اطلاعاتی متعدد حاکی از آن است که ایالات متحده در عرصه راهبردی با بنبستهای چندلایه مواجه شده؛ با این حال، تیم مذاکرهکننده این کشور با نادیده گرفتن کامل توازن قوای جدید منطقهای و جهانی، همچنان با ادبیات «زیادهخواهانه» و تحکمی دهههای گذشته سخن میگوید.
این ناهماهنگی آشکار میان واقعیتهای روی زمین (تغییرات اساسی در معادلات قدرت، تقویت بازدارندگی طرف مقابل و شکست پروژههای فشار یکجانبه) و مطالبات حداکثری پشت میز مذاکره، ریشه در عدم پذیرش هزینههای سنگین شکستهای راهبردی واشنگتن دارد. کاخ سفید هنوز نتوانسته با واقعیتهای نوین کنار بیاید و به جای بازنگری در دکترین خود، به دنبال امتیازگیری رایگان از طریق فشار روانی و رسانهای است. این توهم راهبردی نه تنها اعتمادسازی را غیرممکن کرده، بلکه مذاکرات را به چرخهای بیپایان از وعدههای توخالی و عقبنشینیهای تاکتیکی تبدیل کرده است.
۲. اهرمهای فرسوده: محاصره دریایی به مثابه نقض آشکار آتشبس و نمایش تبلیغاتی
یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال بیاثرترین اقدامات اخیر واشنگتن، تلاش مذبوحانه برای احیای ابزارهای سختافزاری قدیمی مانند محاصره دریایی و ایجاد اختلال در خطوط مواصلاتی است. این اقدام را میتوان از دو منظر کلیدی و بههمپیوسته تحلیل کرد:
– نقض آشکار و سیستماتیک توافقات: هرگونه تحرک نظامی، اعزام ناوگان جنگی یا ایجاد محاصره تحت عنوان «فشار دیپلماتیک» نه تنها نقض مستقیم مفاد آتشبس و تعهدات بینالمللی است، بلکه مصداق بارز بدعهدی ساختاری به شمار میرود. این رفتار، سابقهای طولانی در تاریخ دیپلماسی آمریکا دارد و نشاندهنده آن است که واشنگتن آتشبس را صرفاً یک توقف موقت برای بازسازی اهرمهای خود میبیند.
– اهرمسازی توخالی و نمایشی: این اهرمهای فرسوده نشان میدهند که سیاست خارجی آمریکا هنوز در چارچوب «قدرت سخت» قدیمی اسیر مانده و قادر به درک تحولات عصر جدید که در آن قدرت نرم، بازدارندگی نامتقارن و اتحادهای منطقهای حرف اول را میزنند نیست.
۳. مخاطرات امنیتی و سیاسی ادامه مذاکرات: از فریب تا تهدید جبرانناپذیر
در شرایطی که طرف آمریکایی با استراتژی دوگانه «فریب و فشار» وارد میدان شده، تداوم گفتگوها نه تنها فاقد هرگونه منفعت راهبردی برای منافع ملی است، بلکه میتواند تبعات امنیتی، سیاسی و راهبردی جبرانناپذیری به همراه داشته باشد:
– امنیت تیم مذاکرهکننده و فرآیند دیپلماتیک: سوابق متعدد واشنگتن در استفاده ابزاری از نشستها، خروج ناگهانی از توافقات و حتی عملیات اطلاعاتی-امنیتی علیه طرفهای مذاکرهکننده، خطرات جدی و ملموسی را متوجه تیمهای اعزامی میکند. مذاکره در چنین فضایی بیش از آنکه گفتگوی برابر باشد، به یک بازی پرریسک تبدیل میشود که میتواند به آسیبهای جبرانناپذیر منجر گردد.
– بدعهدی ساختاری و الگوی تکراری: تاریخ دیپلماسی آمریکا پر است از نمونههایی که «امضا» را نه به عنوان تعهد حقوقی، بلکه به عنوان تاکتیکی موقت برای کسب زمان و اعمال فشار بیشتر تلقی کردهاند. از خروج یکجانبه از توافقات بینالمللی گرفته تا نقض مکرر قطعنامههای سازمان ملل، الگوی ثابت واشنگتن «امضای موقت و نقض دائمی» است. ورود به مذاکره بدون تضمینهای ملموس تغییر رفتار بنیادین، نتیجهای جز بازگشت به نقطه صفر، تشدید تنشها و بدعهدیهای جدید نخواهد داشت.
– مخاطره مشروعیتبخشی ناخواسته: ادامه مذاکرات بدون تغییر واقعی در رویکرد آمریکا، به طور ناخواسته به واشنگتن مشروعیت دیپلماتیک میبخشد و به آن اجازه میدهد تا در عرصه جهانی خود را «طرف گفتگویکننده» جلوه دهد، در حالی که در عمل همچنان سیاست فشار و تحریم را پیگیری میکند.
دیپلماسی زمانی کارکرد واقعی و پایدار دارد که دو طرف بر سر «واقعیت موجود» توافق عمیق داشته باشند و هیچیک به دنبال تحمیل اراده یکطرفه نباشند. تا زمانی که آمریکا در فضای خیالی پیروزیهای نداشته سیر میکند، به دنبال اهرمسازی از طریق نقض آشکار آتشبس است و مذاکره را به ابزاری برای وقتکشی و مشروعیتبخشی به بدعهدیهای آتی تبدیل کرده، میز مذاکره تنها به عنوان بستری برای تداوم سیاستهای تهاجمی واشنگتن عمل خواهد کرد.
کد خبر 6807089
هادی رضایی
-
دیپلماسی در بنبستِ توهم؛ چرا میز مذاکره با واشنگتن سست و بیثبات است؟
-
توزیع مرحله چهارم سبد کالا برای مددجویان بهزیستی
-
اتوبوس و مترو تا ۱۵ اردیبهشت رایگان است
-
«نظارت مستمر» ضریب خودکفایی را بالا میبرد؛ «کشاورزان» مجاهدان بیادعا
-
تولید نفت اوپک میلیونها بشکه کاهش یافت
-
نامگذاری یک بوستان و خیابان در تهران به نام شهدای دانش آموز میناب
-
آقایی: روند بازسازی بازار رشت باید تسریع شود
-
پیام رئیس سازمان بهزیستی کشور به مناسبت روز ملی گفتار درمانی
-
حذف یک مانع بزرگ برای دریافت تسهیلات گردشگری و صنایعدستی
-
دو پروژه سبز به همت محیط زیست استان یزد به بهرهبرداری رسید
-
عامل اصلی به آتش کشیدن مسجد جامع قلهک، به دار مجازات آویخته شد
-
سرلشکر عبداللهی: آمادهایم پاسخی قاطعانه به نقض عهد دشمن دهیم
-
وقتی یک خبرنگار معادله میدان جنگ را برهم زد
-
وزارت ارتباطات خواب است یا خود را به خواب زده!
-
نفتکش ایرانی «سیلی سیتی» وارد آبهای سرزمینی ایران شد
-
انفجار تأسیسات نفتی تگزاس؛ ساکنان منطقه تخلیه شدند
-
تاکنون هیچ هیئتی از ایران به اسلام آباد پاکستان نرفته است
-
خطای ادراکی ترامپ؛ ایران با فشار و تهدید وارد مذاکره نمیشود
-
افت قیمت طلا در انتظار نتیجه تحولات سیاسی و مذاکرات احتمالی
-
بحران جهانی هلیوم؛ عمق ناشناخته جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران
-
روزنامههای ورزشی سهشنبه یکم اردیبهشت ۱۴۰۵
-
روزنامههای صبح سهشنبه یکم اردیبهشت ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی سهشنبه یکم اردیبهشت ۱۴۰۵
-
روزنامههای ورزشی دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
- خرید اقساطی طلا
- مزایده خودرو
- مهرینو
- تهران تایمز
- روزنامه آگاه



